نخطه؟

خابم. خابه خاب.پره شک، ترس. نا امیدی و امید…خراب نیسم نا امید نیسم…حس میکنم کلن تو هیچ دنیایی نیسم…پرم از احساسه سرخوردگی

نیسم…هیچ جا نیسم، شاید مرده م، شاید تموم شدم، شاید سوختم دود شدم رفته  م هوا، شاید شدم ی پیغامه سرخپوستی، ی دود ک خبری رو میرسونه…ی خبره خوب ی خبره بد… نیسم، شاید مرده م، شاید همیشه مرده بودم

من نیسم، خودمو نمیبینم، له شدم، زیره باره خاسه هایه دیگران، زیره باره خاسه هایه نافرجامه خودم، زیره باره گناهی ک عحساس ش میکنم

من نیسم، حل شدم تویه همه ی تلاشایه بی سرعنجام…تویه قطره قطره عشکایی ک ریختم. من نیست شدم.

3 نظر برای “نخطه؟

  1. محسن می‌گه:

    پایان شب سیه سپید است …

  2. افرا می‌گه:

    و من عقوبت شدم

    بی آن که خطی ز سرنوشتم را بخوانند

    .

  3. فرهاد می‌گه:

    عاقبت به خیر شی

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s